روانشناسی

روانشناسی بالینی

روانشناسی

روانشناسی بالینی

 فرانکل خلاء وجودی را‌ معلول احساس مذهبی سرکوب شده و ناخودآگاه می داند و می‌ نویسد:" ما دیده ایم‌ که‌ نه تنها‌ لیـبدو‌ یـا‌ انـرژی جنسی ناخودآگاه و سرکوب شده‌ وجود‌ دارد، که فروید آن را مـطرح کـرده، بلکه (احساس) مذهب سرکوب شده‌ نیز‌ وجود دارد."

توجه داشته باشید که‌ آنچه نقل شد نظر‌ یک‌ عالم دینی، روحـانی یـا کـشیش‌ نیست،‌ نظریه یک روان درمانگر معروف اروپایی است که خود بـنیان گذار نظریه ای‌ نوین‌ در روان کاوی یعنی لوگوتراپی‌ (معنی درمانی)‌ است‌ و طرفدارانی بسیار دارد‌ که‌ بطور تجربی و مطالعه بالینی بیماران روانـی و آمـارهای مـتعدد این دیدگاه را تأیید‌ کرده‌ اند( حیدری ، 1379).

     اکنون بنگرید که قرآن این‌ حقیقت‌ را چـگونه‌ روشـن‌ و موجز بیان کرده است.‌ قرآن کریم در آیه ای فراموش کردن خدا را سبب خود فراموشی می داند ـ کـه‌ یـکی ازمـهم ترین انواع بیماری روانی‌ است‌:

"ولاتکونوا‌ کالذین‌ نسوا الله فأنساهم‌ أنفسهم…‌ " [1]

درآیه ای دیـگر فـراموش کـردن یاد خدا را سبب زندگی سخت و دشوار می‌ داند:

"و‌ من أعرض عن ذکری فإنّ له معیشة‌ ضـنکاً‌ و نـحشره‌ یـوم‌ القیامة‌ أعمی. قال ربّ لم حشرتنی أعمی و قد کنت بصیراً.قال کذلک أتتک آیاتنا فنسیتها و کـذلک الیـوم تنسی" [2]

در آیه اول، فراموش کردن‌ خدا، و در آیه دوم فراموش کردن آیات الهی (و دین خدا) مـطرح اسـت. خـود فراموشی و زندگی سخت و دشوار که پیامد روان رنجوری شدید است از (فراموش) کردن‌ خدا‌ و اعراض از یـاد او ریـشه می گیرد. این زندگی سخت و دشوار به معنای زندگی در فقر و تنگدستی نیست، وگـرنه هـیچ غـیرمؤمنی در رفاه مادی نمی بود،‌ بلکه‌ منظور همان روان رنجوری و احساس تهی بودن است که شخص مـمکن اسـت در عین رفاه کامل مادی و داشتن ثروت، خانه، زن‌ زیبا،‌ تحصیلات عالی وحـتی سـلامت جـسمی‌ دچار‌ آن شود(حیدری ، 1379).

      وظیفه معنی درمـانی یـا همان ‌‌لوگوتراپی این است که بـه بـیمار، دینداری‌ ناخودآگاهش‌ را‌ یادآور شود، و ایـن یـعنی این که بگذارد این (دینداری) بار دیگر به ذهن آگاهش‌ برگردد. بعد از هـمه ایـنها این وظیفه و نقش معنی درمـانی بـر اسـاس‌ تحلیل وجودی اسـت کـه‌ وجه‌ روان رنجوری بودن را تـا زمـینه نهایی آن ردیابی کند. بعضی اوقات زمینه وجود روان رنجوری باید در یک کمبود دیده شود، در ایـنکه ارتـباط شخص با تعالی، فرونشان و سرکوب‌ شـده اسـت. اگر چـه تـعالی سـرکوب شده در ناخودآگاه متعالی پنـهان شده است، اما نمایان می گردد و خود را به صورت یک  ( ناآرامی در قلب) نشان می دهـد( حیدری ، 1379).

     در صورت سرکوب حس مذهبی و خداجویی این‌ نیاز‌ فطرت به ناخودآگاه سپرده شده و شخص دچـار بـیماری می شـود، قرآن‌ نیز‌ راه‌ درمان آن را به یاد آوردن میثاق فطرت و به خودآگاه آوردن اعتقاد و رابطه‌ با‌ آفریدگار‌ هستی می دانـد، و چنین کسانی را ازبیم و هراس و نومیدی‌ و خلأ وجودی رها و آزاد می داند:

"ان الذین قـالوا ربـّنا الله ثـمّ استقاموا فلاخوف علیهم‌ و لاهم یحزنون" [3]

به تحقیق کسانی که گفتند: پروردگار ما خداست سپس‌ (در‌ این راه) ایـستادگی ‌ ‌کـردند، بیمی بر آنان‌ نیست‌ و غمگین نخواهند شد.



[1] حشر/19

[2] طه /124 ـ 126

[3] احقاف -13

نظرات  (۱)

سایت خیلی خوبی دارید

امیئوارم موفق باشید

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی