روانشناسی

روانشناسی بالینی

روانشناسی

روانشناسی بالینی

  بعضی از تعاریف نا امیدی به شرح زیر است : ناامیدی یعنی احساس درماندگی ، اگر فرد یاد بگیرد که نمی تواند بطور واقعی ﻣؤثر باشد در تمام حالتهای رفتاری خود احساس واماندگی وشک می نماید . طبق نظریه اشنایدر نا امیدی حالت تکان دهنده ای است که با احساس عدم امکان و ناتوانی و بی علاقگی به زندگی آشکار می شود.

   فرد در اثر نا امیدی به شدت غیر فعال شده و نمی تواند موقعیت های زندگی را بسنجد و در نتیجه قدرت تطبیق یا تغییر زندگی را ندارد و با گذشت زمان فرد از جریان زندگی طبیعی بیشتر فاصله گرفته و در پاره ای از موارد حتی دست به خودکشی می زند. نا امیدی یعنی دلمردگی ناشی از افسردگی که می تواند خود را در قالب از دست رفتن امید به آینده نشان دهد. در این شرایط فرد احساس می کند آینده نامطبوع خواهد بود و در موارد شدید خود احساس می کند که آینده ای برایش وجود ندارد ( محیط وکاویانی،1380، به نقل از عباس آبادی ، 1383). 

  ناامیدی یک احساس بدنی روانی یا اجتماعی ناخوشایند درونی است وقابل بهبود نیست . احساس ناامیدی بخصوص در کودکان و نوجوانان که اقدام به خودکشی می کنند و درحالت از خود بیگانگی ویا سوگ دارند شدید است (نورسینی[1] ، 1998) .

   آدلرگرایان نشانه های مرضی را بیماری ناامیدی یا عقده کهتری می نامند ، در این دیدگاه احساس کهتری همگانی وهنجار است ولی عقده کهتری منعکس کننده ناامیدی یک بخش محدود جامعه بوده ومعمولاً نابهنجار است ( علیزاده ، 1383) .

    امید را نمی توان آگاهانه تجربه کرد ولی هنگامی که شخص تحت فشارهای غیر عادی وراه های پرپیچ وخم و تاریک قرار میی گیرد ، احساس امیدواری در فرد امیدوار ظاهر شده و این امید است که بعد از بحران ها فرد را مجدداً به آرامش می رساند. بدیهی است که انسان حالات نگران کننده ومبهم یک بحران و بدبختی را احساس می کند.

     در افراد ناامید این نگرانی روز به روز بیشتر شده ولی در امیدواران مجدداً تعادل روانی ایجاد شده ، در نتیجه افسردگی مزمن دراین افراد کمتر دیده می شود. برای دستیابی به آرامش وامنیت روانی ضروری است که فرد احساس نماید همواره کسی رادارد که بتواند در موقع لزوم و با اطمینان خاطر و بدون ترس از ترد شدن او را به کمک طلبیده ومورد حمایتش قرار گیرد. این اطمینان سبب احساس امنیت و اعتماد به نفس می شود و افرادی که فاقد چنین اطمینانی باشند، احساس ناامنی می کنند، اعتماد درونی ندارند و درنتیجه تحقیرها، مورد بی اعتنایی وانتقادات قرار گرفته وازدیگران مأیوس می شوند.

   این افراد بندرت می توانند ارتباط رضایت بخش با سایرین برقرار کنند ، این کیفیت موجب تشدید ناراحتی وخجالت آنها می شود و در تمامی ارتباطات آنان با دیگران تأثیر می گذارد و به طور کلی همیشه در انتظار شکست و ناامیدی بسر می برد . وقایع کوچک را خیلی بد تفسیر  می کند و نداشتن دوست وجدایی از سایرین را خیلی سخت می گیرند. ­

     حتی ازدواج نزد آنان متفاوت از افراد عادی است ، یا فوق العاده به زوج خود نزدیک شده و به او وابستگی پیدا می کنند یا بطور آشکاری به او بی علاقه شده و از او دوری می گزیند . فرد ناامید اغلب احساس تنهایی ، درماندگی و ناامیدی کرده و این ناامیدی مقدمه افسردگی است. در ناامیدی شخص احساس ضعف می کند و از توانایی های خود نمی تواند استفاده کند و در نتیجه فرد از آمال و آرزوهای خویش فاصله می گیرد و باگذشت زمان ناامیدی و درماندگی در او بییشتر می شود و بیشتر به طرف درماندگی مزمن و احساس بی ارزشی وجود خود می رود که در پایان به افسردگی جدی مبتلا می شود ( اسلامی نسب ، 1372 به نقل از عباس آبادی ، 1383) .



[1]  Noorsini

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی