روانشناسی

روانشناسی بالینی

روانشناسی

روانشناسی بالینی

روانشناسی

با مدیریت حسین دانش آموز - روانشناس بالینی

معنا درمانی بر مبنای سه مجموعه مثلثی شکل قرار دارد . اولین مجموعه شامل سه جزء آزادی اراده، معنا جویی و معنای زندگی است. مجموعه دوم بر پایه معنای زندگی قرار دارد و از ارزش­های خلاق، ارزش­های تجربی و ارزش­های نگرشی تشکیل می­شود و در نهایت مجموعه سوم از سه جزء گناه، رنج و گذرا بودن زندگی تشکیل می­شود. ارزش­های نگرشی به انسان کمک می­نماید که بر احساس گناه، رنج و گذرا بودن زندگی غلبه نماید.

مجموعه اول                                                                                        

    1. آزادی اراده

    مفهوم آزادی اراده نقطه­ی مقابل جبر می­باشد، جبرگرایان معتقدند که فرد تأثیری در انتخاب سرنوشت خود ندارد . اگر چه فرانکل با تأثیرات محدودی که شرایط خاص، مانند فشارهای محیطی و اخلاقی بر فرد دارند موافق هست، اما این ایده را که انسان حیوانی پیشرفته است که توسط نیروهای محیطی و ارثی شکل داده می شود، قبول ندارد. هر چند شخص در انتخاب برخی موقعیت­ها هیچ نقشی ندارد (مانند: ژنتیک، عوامل نژادی) اما در حقیقت این موقعیت­ها محدوده ای را تعیین می­کنند که فرد در آن آزادی کامل دارد و می­تواند هر انتخابی داشته باشد (شانتال[1]، 1989).

    فرانکل معتقد است، انسان علی رغم تمام محدودیت­هایی که دارد دارای آزادی اراده است. آزادی اراده نهایی و غایی، آزادی فرد در انتخاب شیوه نگرش خود نسبت به شرایط است. چنین آزادی انسان را قادر می سازد که به توانایی خودجدامانی[2] دست یابد (وانگ[3]، 2000). توانایی خودجدامانی عبارت از توانایی فرد برای دیدن خود از بیرون، مخالف کردن و حتی خندیدن به خود است، این ویژگی فرد را قادر می­سازد که در کنار خود قدم بزند و شرایط خود را از دیدی تازه بررسی نماید (فابری[4]، 1987).

    فرانکل معتقد است که با جدایی از خود، فرد می­تواند شیوه نگرشش را نسبت به خود انتخاب نماید. این شیوه نگرش نحوه ایستادگی فرد در مقابل موقعیت­هایی ناگوار را تعیین می­کند. فرانکل عقیده دارد که آزادی فرد باعث ایجاد مسئولیت در او خواهد شد . یالوم (1980) معتقد است که آزادی ویژگی اجتناب ناپذیر انسان است و این آزادی، مسئولیت زیادی برای او ایجاد می­کند انسان محکوم به آزادی است. او خالق خود نیست، با این وجود در سایر جنبه ها آزاد است و در عین حال برای هر کاری که می­کند مسئول است.

     فرانکل بین مسئولیت[5] و مسئولیت پذیری[6] تمایز قائل می­شود. مسئولیت از طریق نهادهای بیرونی مانند خانواده، کلیسا، مدرسه و سایر نهادها به فرد تحمیل می­شود. در مقابل، این خود فرد است که انتخاب می کند  مسئولیت پذیر باشد یا نباشد، به عبارت دیگر فرد برای انجام الزامات محیطی و اجتماعی آزاد می باشد.

    فرانکل تأکید می­کند که می­بایست بین آزادی، مسئولیت و مسئولیت­پذیری تعادل وجود داشته باشد، همانطور که مسئولیت بدون آزادی منجر به ظلم و استبداد می­شود. آزادی نیز اگر از طریق مسئولیت پذیری تعدیل نشود باعث خودکامگی فرد می­شود  و در نهایت خودکامگی فرد باعث دلزدگی، پوچی، اضطراب و روان رنجوری خواهد شد. این موضوع نشان می­دهد که اساس یافتن معنای زندگی، مسئولیت پذیری است. فرانکل تأکید زیادی بر لزوم تعامل بین این سه مفهوم دارد.

 

     2.معناجویی

     انسان تلاش می­کند که دلیلی برای درد و رنج خود بیابد، یافتن معنا و هدف، خواسته اساسی انسان است و نیروی محرکه زندگی است که درد و رنج او را تسکین می­دهد و برای وی بهزیستی معنوی به ارمغان می­