روانشناسی

روانشناسی بالینی

روانشناسی

روانشناسی بالینی

 ویکتور فرانکل دانشجوی پیشین باورهایی مانند باورهای بینز وانگر و رولومی داشت. ولی رویکرد او به روان درمانی ناهمانند است . آن چه فرانکل را از سایرین متمایز می کند تاکید او بر معنای زندگی است . بر اساس باور فرانکل وجود انسان از سه سویه ی جسمانی ، روانی و روحانی برخوردار است که بخش روحانی انسان سویه ی منحصر به فرد او است و ممکن است توسط سویه های دیگر محدود شود ولی چه بسا با آسیب سویه های روانی و جسمی در آدمی ، سویه ی روحانی او دچار آسیب نشود.

      مفهوم های برجسته ی فرانکل آزادی انسان ، مسئولیت وی در برابر خودش و دیگران است . او فنونی را نوآوری کرد ولی بیشتر روی پرسش های وجودی یا معنوی (روحانی) تمرکز دارد که فهم ارزش ها ، انجام تکالیف شخصی و معنی زندگی را میسر می سازد (رودینی ، 1386) .

به باور وجود گرایان ، هر انسانی موجودی آگاه ، بی همتا ، و آفریننده است .که نباید بگذارد تا او را همچون یک موجودی نا آگاه در یک مرام بکار گیرند ( فرانکل ،ترجمه یزدی،1375 ).

     در این میانه سارتر و نیچه با خداگرایی و مذهب به مخالفت بر می خیزند و فرانکل با توجه به ژرف ترین لایه های وجودی انسان ، یعنی" ناخودآگاه روحی" به بیان وجود خدا دراین ناخودآگاه می پردازد.

     در مقاله ای که توسط پیتل[1]در سال 2006 نوشته شد ، نویسنده ارتباط دیدگاه  ویکتور فرانکل
(پایه گذار معنادرمانی)  را با سه روانشناس بزرگ دیگر مانند رولومی، راجرز[2]و مزلو[3]توصیف می کند . از دیدگاه مذهبی معنادرمانی از حرکت های روانشناسی انسان گرایانه دیگر انتقاد می کند و ریشه تفکر معنای زندگی را وجود بحران های متعدد در زندگی فرانکل می داند( پیتل ، 2006 ) .

حال با توجه به محورهای بنیادین وجودگرایی ، به باورهای مشترک وجود گرایان می پردازیم .

1.  معنادرمانی فرانکل

     فرانکل و درمان اختصاصی او ، معنادرمانی را نمی توان جدای از رویکرد والد آن یعنی رویکرد وجودی – انسان گرا بررسی کرد . فرانکل در کنار لودویگ بینزوانگر و مدارد باس جزو برجسته ترین روان درمانگران وجودی است (بوجنتال  و همکاران[4]،2000 ) .

یکی از مشهورترین درمان های وجودگرایی ، معنادرمانی است.

لوگوتراپی ( معنادرمانی ) برگرفته از واژه ی آلمانی لگوس[5] به معنای کلمه ، معنویت ، خدا ، و معنی است که در این میان « معنی » مورد تاکید فرانکل بوده است .اگر چه سایر معنی ها هرگز از دید وی دور نمانده است .  از دید او" معنی در زندگی" اساسی ترین نیروی محرکه ی هر فرد است ( فرانکل ، 1385) .

      این معنا از وجود خود انسان سرچشمه می گیرد . فرانکل نه چون کامو بدبین  و نه چون سارتر باور داشت که انسان سازنده ی خودش است ( فرانکل ، 1375 و رودینی ، 1386 ) بلکه از دید او معنی هستی ما ساخته و پرداخته ی خود ما نیست . ما آن را جستجو و کشف می کنیم. فرانکل نیز همچون فروم باور داشت که انسان هردو توانمندی نهفته ی خوبی و بدی را دارد. مهم این است که کدام را نمایان سازد. وی آزادی و مسئولیت را دو واژه ای می پندارد که دو روی یک سکه اند  .

     فرانکل ، جوهر وجودی انسان را در پذیرش مسئولیت می داند . مسئولیتی که فرد با آن پاسخ گوی زندگی خویش است و تنها اوست که باید به پذیرش زندگی و بودنش پاسخ بدهد . پاسخی برای چگونگی زندگی کردن و این معنای زندگی است ( فرانکل، 1375) .

     انسان آزاد است که خدا را بپذیرد یا نه ، همچنان که در پذیرش هر ایده ای آزاد است ، چه اگر خدا خواهی انسان آزادانه نبود ، مذهب امری واهی بود.

     ولی چنانچه آزادی او در چارچوب مسئولیت نباشد ، به تباهی کشانده می شود ( فرانکل، 1385) .

      به سخن فرانکل، ناکامی وجودی به خودی خود نه بیماری و نه بیماری زا است . بلکه این درک ما از ناکامی هاست که بیماری زا می باشد . پس هرگونه ناکامی، و هردرد و رنجی سبب روان رنجوری آدمی نمی شود.  او انسان را ترکیبی از بدن ، روان و روح می داند.

 که بر سویه ی روح ( معنویت ) تاکید بیشینه ای دارد و به تفسیر ناخودآگاه روحی می پردازد . ناخودآگاهی که در ژرفای آن یک نیروی متعالی ( خدا) قرار دارد . خداجویی و خداخواهی از درون خود انسان سرچشمه می گیرد . ندایی از درون و ژرفای ناخودآگاه وجودی و بخشی از ساختار یگانه و بی همتای موجودی به نام انسان است .

     ارزنده ترین مفهوم هایی که فرانکل با آن ها به درمان درمان جویان پرداخت . معنی جویی ، صمیمیت با دیگران ، یافتن معنای زندگی ، عشق ورزی اصیل و از روی آگاهی و مسئولیت پذیری نسبت به دیگران ، معنای رنج و معنای مرگ ، روان درمانی و الهیات و دینداری ناخودآگاه است

     2. معنی جویی

     یکی از گمان های بنیادین معنادرمانی این است که زندگی انسان با تمامی رویدادهای آن دارای معنی است و او در جستجوی این معنی است . معنی زندگی باید ادراک شود ،ساختنی نیست . فرانکل بیان می کند معنی دادن شبیه به خنداندن است . شما نمی توانید فردی را وادار به خندیدن کنید ولی می توانید به او لطیفه ای بگویید تا بخندد . معنی حقیقی زندگی را باید در جهان پیرامون و گرداگرد خود یافت ، نه در جهان درون و ذهن و روان خود . انسان موجودی است که خودشکوفایی هدف نهایی او  نیست بلکه اثر جانبی سویه ی خود فرارونده در وی است  .

     معنادرمانی برای کشف معنی، سه شیوه  پیشنهاد می کند . نخست انجام کاری ارزشمند و آفریننده ، دوم تجربه ی ارزش های والا که در رویارویی با جهان ، طبیعت ، فرهنگ ، ارتباطات با دیگران و پیرامون خود نمایان می شود و شیوه ی آخر دگرگونی در بازخوردها است . به سخن فرانکل چنانچه رویداد یا موقعیتی را نمی توانی دگرگون کنی ، می توانی بازخورد خود نسبت به آن رویداد را دگرگون نمایی و این همان خود فرارونده[8] است و به این شیوه  می توانی رنجی را به دوش بکشی که توانایی دگرگون کردنش را نداری . در مقاله ای که در سال (2009 )،توسط شولنبرگ و همکاران [9] نگاشته شد ، درباره اصول معنادرمانی ، شامل مفاهیم پایه ای ، کاربردی و تکنیکها ، همچنین در باره نقش های درمانی و ارزیابی ابزارها و یافته های تحقیقات معنادرمانی ،یکپارچگی تکنیکها همچنین در باره فلسفه وجودی معنادرمانی فرانکل بحث شد( به نقل از شولنبرگ و همکاران ، 2009) .  

    3.معنای عشق

      پیوندهای عاطفی ابزاری برای پر کردن انزوای وجودی است. به سخن فرانکل عشق تنها شیوه ای است که با آن می توان به ژرفای وجود انسانی دیگر دست یافت و آن چه انسان را یاری می دهد تا ویژگی های واقعی محبوب را ببیند سویه ی روحانی عشق است . در معنا درمانی عشق پدیده زاد نیست که از غریزه ی جنسی مشتق سرچشمه بگیرد بلکه پدیده ای اصیل و بنیادی است . میل جنسی آن جایی مقدس است که حامل عشق باشد  . عشق برای عاشق ، جهان را ارزش بیشتری می بخشد ، توان پذیرش تمام و کمال ارزش ها را می افزاید و تحمل هرگونه دشواری را امکان پذیر می کند (فرانکل ، 1990) .

     4. معنای رنج

     رنج حالت اجباری برای معنا نیست ، اما شرط راه اندازی برای جستجوی معنا است . فرانکل دریافت مردم چنانچه به این باور برسند که در رنج معنایی وجود دارد ، هررنجی را تحمل می کنند. پافشاری فرانکل بر معنای نهفته ی رنج اجتناب ناپذیر ناهمانند از خودآزاری است . خود آزاری به معنای پذیرش رنج غیر ضروری است اما تاکید فرانکل بر سرنوشتی است که دگرگون ناپذیر است. او خاطر نشان می کند چنانچه موقعیتی را می توان تغییر داد باید تغییر داد.

     پرسشی که در اردوگاه های مرگ بار در ذهن وی پیوسته تکرار می شد این بود که آیا این همه رنج کشیدن ها و مرگ هایی که شاهد آن هستیم ، معنایی دارد ؟ و اگر نه پس نهایتا بقا و جان سالم بدر بردن هم معنایی نخواهد داشت. از این رو اگر رنج را شجاعانه تا واپسین دم بپذیریم ، زندگی معنی خواهد داشت ( فرانکل ترجمه صالحیان و میلانی ، 1385 ).

    5. معنای مرگ

     زمانی که بیمار مبتلا به بیماری پایانی است، دیگر نمی تواند بیماری خود را انکار کند ، زمانی که پیوسته نحیف و ناتوان تر می شود آن وقت است که دیگــر نمی تواند با لبخنـــدی ، بیمــاری را از سر واکنـــد.

      آیا به راستی مرگ ، معنی زندگی را می رباید ؟ این پرسشی است که فرانکل این گونه پاسخ می دهد : گذرایی و انتقال زندگی از معنای آن نمی کاهد بلکه در ما احساس وظیفه و مسئولیت را بیدار می کند . کسانی که معنی و هدف بالایی را در زندگی گزارش کرده اند به مراتب ترس کمتری از مرگ و نگرش پذیراتری درباره ی آن دارند.

     مرگ روزی همگان را فرا می خواند و این واقعیت نه تنها از معنی زندگی نمی کاهد بلکه همان معنی زندگی است ، چرا که اگر گذر و ناپایی وجود نداشت ، مسئولیت و گزینشی هم معنی نمی یافت (. هرکدام از ما می دانیم که گوهر حیاتمان در جایی محفوظ و در امان است . پس گذرا بودن زمان ، بر معنا و ارزش آن تاثیر ندارد ( فرانکل ، 1371) .

    6. معنای زندگی

     معنای زندگی از فرد به فرد ، از روز به روز ، و از ساعت به ساعت دگرگون می شود . آن چه مهم است این است که معنای زندگی عام نیست بلکه هر فرد معنا و رسالت زندگی خود را در لحظه ای معین آشکار می سازد.

      این مسئله تنها ویژه ی انسان است که هستی خود را به پرسش می گیرد و به تجربه ی تردید به هستی خود می نشیند . رفتار نه بر اساس گذشته و نه بر پایه ی آینده است . بلکه تنها با حال خالص رابطه دارد . معنای زندگی را می توان در قالب ابر معنا دریافت . هر موجود زنده درون محیط ویژه اش محدود است و توانایی گریختن از آن را ندارد با این همه انسان متفاوت است . چه کسی می تواند بگوید که ورای این دنیا ابردنیایی وجود ندارد . البته شاید انسان بتواند به دشواری به ابردنیای خود آویزد یا شاید از راه الهام با آن برخورد کند . پر آشکار است باور داشتن ابرمعنا ( چه به عنوان برداشتی متافیزیکی و چه به عنوان مفهوم مذهبی قدرت الهی ) به سرزندگی انسان می افزاید . برای چنین ایمانی هیچ چیزی بی معنی نخواهد بود . هیچ ایده ی والایی نابود نمی شود . داستانی که هرکس در زندگی خودش بازی کرده است ، برتر و ناهمانند از هر داستان دیگری است.

     از سوی دیگر تا آن جاکه زندگی باقی است همه ی اشتباهات باز هم جبران پذیر خواهند بود . این حالت شبیه فیلمی پایان یافته نیست یا مانند فیلمی که از پیش موجود بوده و حالا تنها دوباره از حلقه اش گشوده   می شود . برعکس فیلم این جهان درست همین حالا تهیه شده است که معنیش نه بیشتر و نه کمتر از این است که گذشته با خوشبختی ثبت شده و در امان است ، در حالی که آینده هنوز باید شکل بگیرد ، یعنی این که آینده به مسئولیت انسان وابسته است . وحشت آور است که بدانیم در این لحظه ما مسئولیت لحظه ی بعدی را پذیرفته ایم و هر تصمیم ما پایدار است . هر لحظه ، احتمالی را واقعیت می بخشیم یا از دست می دهیم که تنها در همان لحظه ی ویژه وجود دارد . هر لحظه هزاران احتمال در خود دارد اما ما تنها یکی از آن ها را     می توانیم برگزینیم . حال ببینید، دانستن این که آینده ، آینده ی خود ما ، مردم و اشیای پیرامون ما ، وابسته به تصمیم ما در لحظه ای معین است چه شکوهی دارد . آدم بودن یعنی آگاه و مسئول بودن . ( فرانکل، 1371).

     معنا درمانگر کمتر از هر روان درمانگر دیگر معیارها و ارزش های خود را به بیمار چیره می سازد و به جای او به داوری نمی نشیند. فرانکل از دو فن خود ساخته در معنا درمانی سود می جوید ( رودینی ، 1386) .

 تعریف اصطلاح معنادرمانی:

     اصطلاح یونانی لوگوس برای دانشجویان الهیات آشنا است . این واژه به طور معمول به صورت لغت یا کلمه یا اراده خداوند در محافل مذهبی مطرح می شود . در مفهومی گسترده تر می توان آن را به عنوان ( چیزی که می تواند دلیلی برای بودن باشد )تعبیر کرد. فرانکل ترجمه ساده معنا را برای لوگوس ترجیح می دهد.

لوگوتراپی یا معنادرمانی در ساده ترین تعریف ، آن گونه که فرانکل می نویسد عبارت است از ، درمان از رهگذر معنا یا ( شفا بخشی از رهگذر معنا ) . یا می توان معنا درمانی را ( روان درمانی متمرکز بر معنا ) تعریف کرد.

     فرانکل معنادرمانی را نوعی روان درمانی در قالب اصطلاح های معنوی می داند . در واقع معنادرمانی چنان که پیشتر نیز ذکر شد شاخه ای مجزا در مکتب روان درمانی وجودی انسان گراست از آن جهت که بر روح انسان یا بعد معنوی او تمرکز کرده و معنای وجود را تحت عنوان جستجوی انسان برای چیزی به نام معنا بررسی می کند .

     لوکاس و ازوانگ هیرش معنادرمانی را یک نظام فلسفی روان شناختی می دانند که به بیماران کمک می کند تا به رغم سوگ یا ناامیدی بر از دست رفته ها  تمرکز نکنند بلکه در جستجوی معنا باشند. در نتیجه، زندگی از نگاه معنادرمانی تحت هر شرایطی معنادار است ، افراد با اراده ی معطوف به معنا انگیخته     می شوند و انسان دارای اراده آزاداست . بنابر تعاریف ذکر شده ، وظیفه معنادرمانگر این است که به بیمار کمک کند تا معنای زندگی را کشف کند و البته به این وظیفه قانع نیست بلکه روش های درمان بخش خاصی را نیز برای بیماران روان آزرده تدوین می کند . گوردون آلپورت می نویسد : ( معنادرمانی نوعی روان درمانی وجودی است که بر روی آزادی انسان برای رنج بردن متعالی و معنایابی در زندگی اش تاکید می کند و بر این باور است که انسان می تواند پا را از رنج بردن فراتر بگذارد و معنایی در زندگی اش پیدا کند.

     در همین راستا آموزه ی معنادرمانی این است که این ما نیستیم که از زندگی می پرسیم چرا ؟ بلکه این زندگی است که پرسش گر است. ما به زندگی از رهگذر گوش دادن جهت درک ژرف معنای لحظه پاسخ       می دهیم . انتخاب های ما بر اساس ارزش هاست و با ندای وجدان هدایت می شود
. در تکمیل آنچه که گفته شد می توان به فرانکل استناد کرد : ( معنادرمانی بر توانا ساختن بیماران برای غلبه بر مثلث غم انگیز زندگی یعنی درد ، گناه و رنج تمرکز می کند) . 

 هدف معنا درمانی

     مشاوره و روان درمانی درباره ی دشواری های وجودی در خور بکار گیری است . از دید کوری ، هدف این است که انسان ها به زندگی و سفر طولانی خودکاوی متعهد شوند . از دید رولومی ، هدف درمان این است که انسان به گونه ای بسنده وجودش را تجربه و دنیای شخصی اش را پرورش دهد؛ بی آنکه زیر نفوذ دنیای شخصی درمانگر قرار بگیر . اما رسیدن به اصالت ، هدف پایانی معنا درمانی است . اصالت یعنی خالص بودن و آگاهی از بودن خویش و روبرو شدن با محدودیت های وجود که با گزینش های اخلاقی ، معنای زندگی ، و انسانیت پیوند دارد.



[1] Pytell, Timothy

[2] Rogers,K

[3] Maslow,A

[4] Bugental,F.T

[5] Logos

[6] Sjolie.I

[7] Graber, Ann,V

[8] self transcendent

[9] etal & Schulenberg,s

[10] Ross

[11] Dolarc,J

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی