روانشناسی

روانشناسی بالینی

روانشناسی

روانشناسی بالینی

از نظر تاریخی ، وجود گرایی در روانشناسی موضوعی جدید است . روانشناسی وجودی یک مکتب نیست ، بلکه یک نهضت فکری و جریانی است که از فلسفه وجودی نشات گرفته است . در این تفکر انسان به عنوان یک موجود منحصر به فرد در جریان هستی در نظر گرفته می شود . هرفردی از نظر زندگی درونی خود ، منحصر به فرد است  . ادراک و ارزشیابی هرفرد از جهان ، مختص خود اوست و عکس العملش نسبت به جهان از ویژگی خاصی برخوردار است . هدف روانشناسی وجودی بسط مفهوم جامعی از انسان است که می خواهد موجودیت واقعی و تمامیت وجودی وی را بررسی کند . وجودگرایی با هوشیاری ، استعدادها ، احساسات، حالات روانی و تجارب مربوط به هرفرد در جهان و درمیان انسان های دیگر سروکار دارد.

در سالهای اخیر ، دو روانپزشک سوئیسی به نام های لودویک بینز وانگر ، مدارباس ، رهبران اصلی و اشاعه دهندگان با نفوذ روان شناسی و روانپزشکی وجود گرایی بوده اند . به نظر وجودگرایان ، در مورد هستی انسان نمی توان از علت و معلول صحبت کرد. یعنی اگر برای فردی در کودکی اتفاقی پیش آید ، نمی توان گفت که این اتفاق علت بوجود آورنده رفتاری خاص در بزرگسالی او خواهد شد . به طور کلی ، بنظرآنها روان شناسی مانند دیگر علوم نیست و نباید از آنها تقلید کند، بلکه برای تحقیق و مطالعه ، نیاز به سه روش خاص خود دارد. روشی مانند پدیدار شناسی و استفاده از مفاهیمی مانند « بودن » نحوه های زیستن ، آزادی، مسئولیت ، شدن ، فراسویی ، بودن در مکان وزمان و بسیاری از مفاهیم دیگر که همه از فلسفه هستی شناسی هایدگر سرچشمه می گیرند . وجودگرایان ، انسان را موجودی واحد و به هم پیوسته می دانند که بدن و روانش روی هم یک سیستم کل و کاملا ً غیر قابل تفکیک را تشکیل می دهد . همچنین عقیده دارند که برای شناخت رفتار نباید به گذشته رجوع کرد و رفتار فعلی انسان را به صورت ظاهر عوامل پنهانی مانند ناخودآگاه و یا غرایز دانست . مهمترین فرضیه وجودگرایان در باره تکامل ورشد انسان ، مفهوم « شدن » است . آنها عقیده دارند که هستی هیچگاه ساکن نمی شود و همیشه در حال چیز جدیدی شدن و فراسوی خود رفتن است ( ملک زاده نقصانی ، 1379) .

در این فلسفه کل نگر[1]انسان موجودی مسئول ، آزاد و مختار است که جسم و روان او واحدی یکپارچه و منسجم را تشکیل می دهد . به اعتقاد طرفداران این مکتب انسان در اینجا و اکنون زندگی می کند ( سبحانی ، 1383 ) .

درونمایه هایی که در وصف کسانی که خود را اگزیستانسیالیست می خوانند آمده است بدین قرار است :

     نخست دیدگاه پایه ای اگزیستانسیالیستی است : دیدگاهی که به موجب آن"وجود بر ماهیت مقدم است ". انسان فاعلی آگاه است نه چیزی که قابل پیش بینی یا دستکاری باشد ، اگزیستانسیالیسم می گوید من چیزی جز وجود آگاه خودم نیستم.

      درونمایه دوم اگزیستانسیالیستی این است که "دلهره یا نگرانی ، ناراحتی تعمیم یافته ، ترس یا هراسی است که به چیز خاصی رهنمون نمی شود" . دلهره ، هراس از پوچی وجود انسانی است . این مضمون از زمان کرکه گور به اگزیستانسیالیسم وارد شده و حاکی از آن است که نگرانی و دلهره شرط بنیادی نافذ و عام وجود انسانی است.

      درونمایه سوم اگزیستانسیالیستی" بیهودگی و پوچی" است . اگزیستانسیالیست می گوید ، قبول دارم که من وجود خودم هستم ، اما این وجود بیهوده است . وجود داشتن چونان وجودی انسانی ، تبیین ناپذیر و کلاً بیهوده است . هر یک از ما صرفا اینجاست ، به این زمان و مکان پرت شده است.

      درونمایه چهارمی که اگزیستانسیالیسم می پراکند " نیستی " است . اگر هیچ ماهیتی یا جوهری ، مرا تعریف نمی کند واگر چونان یک اگزیستانسیالیست ، من تمامی فلسفه ها ، علوم ، نظریه های سیاسی را مردود می شمارم و ادیانی که از بازتابیدن وجود من چونان وجودآگاه ناتوان اند و می کوشند ساختار ماهیت گرای خاصی را به من و جهان من تحمیل کنند . پس چیزی نیست که جهان مرا بسازد .

      مضمون هیچی و پوچی در رابطه با مضمون اگزیستانسیالیستی"مرگ" است . هیچ بودن ، به صورت مرگ که نیستی نهایی من است مانند شمشیر داموکلس در هر لحظه زندگی ام بالای سر من آویزان است . من در اوقاتی که به خودم اجازه می دهم که از آن آگاه باشم مملو از دلهره ام . هایدگر ، می گوید که مرگ من اصلی ترین و مهمترین لحظه گنجایش شخصی من است که من به تنهایی باید تحمل کنم واگر من مرگ را درون زندگی ببرم ، آن را تصدیق کنم و صمیمانه با آن روبه رو شوم ، خودم را از دلهره مرگ وتنگی زندگی خلاص خواهم کرد  و آنگاه آزاد خواهم بودکه خودم بشوم.

     "بیگانگی یا از خود بیگانگی" ، ششمین درونمایه ی اگزیستانسیالیسم را توصیف می کند . از خود بیگانگی مضمونی است که هگل برای جهان مدرن در بسیاری از سطوح و در صوری زیرکانه گشوده است

      پرسش هایی چون" وجود به چه معناست" سفرازی از کارهای کرکه گور است که او را بیش از دیگراندیشمندان در این وادی به پاسخ واداشته است   (لاوین ، 1384 )



   [1] Holistic

نظرات  (۱)

در مورداندیشه های کیرکگارد بحثی نشده!

پاسخ:
در ادامه مطالب عمیق تری ارائه خواهد شد

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی